امشب قرار است بیاید دنبالم
به او گفتم که در نزند
من گرمای حضورش را حس میکنم
و با احساس گرمایش در را می گشایم
شاید کسی باور نکند ولی
قرار است امشب بیاید دنبالم
قرار است دستم را در دستانش بگیرد
قرار است همراه هم قدم بزنیم
قرار است همراه هم پرواز کنیم
قرار است از جنگل بگذریم
قرار است از بلند ترین درخت بالاترین سیب سرخ را برایم بچیند
قرار است از کوه بگذریم
قرار است مرا به بلند ترین قله ببرد
قرار است به ساحل بیکران دریا برویم
قرار است روی شن ها با هم بازی کنیم
قرار است به صحرا برویم
قرار است در سوز کویر آبی خنک به دستم بدهد
به من قول داده
که اگر خسته شدم قدم هایش را آرام کند
قول داده
که اگر حرف زدم حرف هایم را گوش کند
قول داده
که اگر خوابم آمد در آغوشش بخوابم
قول داده
که وقت خواب لالایی بخواند برایم
نکند دیر کند
بهترین لباس هایم را پوشیده ام
زیبا ترین شعرم برایش سروده ام
دلم شور میزند
**************************
سلام دوستان
خوبید؟ یه سوال داشتم.فونت مطالب قبلی وبلاگ رو چطور میبینید؟ من با فونت زر نوشتم ولی انگار جور دیگه دیده میشه.خوب باشید همیشه

نوشته شده توسط کاوه در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 | موضوع: