دلم عجيب گرفته!
بازم همه شعراي قديمي يادم اومد، بازم فكراي مسخره...
خسته ام.قرار ندارم
هنوز دفتر پاييزي تو بوي بهار ميدهد
بيا كه غافلگير بوي پاييزم
بهار را به خانه بسپار
بيرون همه گرگند در تكاپور غفلت تو
يادت هست...
همه اينها را به ياد بياور
كه حتي پاييز هم ديگر تو را
و دفتر انشايت را نمي خواهد.
حتي پاييز .

نوشته شده توسط کاوه در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 | موضوع: