تبليغاتX
هی فلانی زندگی شاید همین باشد...
دل یکی داره آتیش میگیره!

می خواهم در دستهایت گم شوم شاید هم درنگاهت اصلا چه فرق میکند؟ من میخواهم گم شوم درتو ،دستها یا نگاه. چه فرقی میکند برای این وجود سنگین ؟ میخواهم غرق شوم در عمق صدا محو صدایت.میخواهم خودم را بیندازم در موج گیسویت تا سبک شوم.این سنگینی طاقتم را طاق میکند آرام طوفانی ام میکند ...

ببین ! هیچ وقت چیز زیادی از تو نخواسته ام. تعریف ما زمینی ها از خواسته ی زیادی این است که چیزی بخواهی که طرف نتواند یعنی از عهده اش خارج باشد تا بر اورده کند طبق این تعریف نتیجه میگریم که من هیچوقت چیز زیادی نخواسته ام ،میبینی؟


نوشته شده توسط کاوه در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 | موضوع:
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
درباره وبلاگ
من بد بودم اما بدي نبودم
از بدي گريختم
و دنيا مرا نفرين کرد
و سال ِ بد دررسيد:
سال ِ اشک ِ پوري، سال ِ خون ِ مرتضا
سال ِ تاريکي.
و من ستاره‌ام را يافتم من خوبي را يافتم
به خوبي رسيدم
و شکوفه کردم.

تو خوبي
و اين همه‌ي ِ اعتراف‌هاست.
من راست گفته‌ام و گريسته‌ام
و اين بار راست مي‌گويم تا بخندم
زيرا آخرين اشک ِ من نخستين لبخندم بود.

آرشیو مطالب
مهر 1388
بهمن 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
آرشيو
آرشیو موضوعات
دلتنگی
شعر
پیوندها
HSPE
HSOM
نرمن در ب در -
پر کن پیاله را(بلاگ قبلیم)
من،خدا و شازده کوچولو
نیم بطر عرق نعنا
چند قدم نزدیکتر به خدا
برای دلم
فانوس خیس
قلب خاموش
قاصدک
زن . پنجره . انتظار
آرامش زیبا
محمد جواد عبدی - رادیو جوان
گالری بهترین قالب های بلگفا
پیوندهای روزانه
دکتر سروش
نیک آهنگ کوثر
بلاگفا
آرشیو پیوندهای روزانه
امکانات وبلاگ
من آنم؟